شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
180
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
حقيقت ، زيرا كه نيست مكان طبيعى او . 12 ، 68 - و گفت : كسى كه به جانب ممكن گرايد ضعيف است به حسب هدايت و به حسب عقل و درايت ، كسى كه طلب ممتنع كند كودن ناقص فكرست ، و سالك و همراه با آنچه واجب است ايمن است شرافت او ، عزيزست جانب او ، آرام و سكونت قدر و منزلت او ، ملاقات نمىكند او را در سيرگاه او چيزى كه ضرر رساند به او ، و نمىرسد او را چيزى كه از اعتدال بيرون برد او را . 12 ، 69 - و گفت : غضب و شهوت و ساير اخلاق نفس را مقدار و اندازهايست كه به آن اصلاح حال آن شخص كه اينها درويند مىكنند ، كه اگر از آن مقدار زياده شود بيرون مىآرند آن شخص را بر بدى و بدحالى ، زيرا كه غضب شبيه است به نمكى كه در طعام مىاندازند ؛ كه اگر به اندازه است ، مناسب است [ 52 - الف ] و مصلح طعام است ، و الا فاسد مىسازد طعام را ، همچنين است ساير قوتها كه در بدن است . 12 ، 70 - و گفت : اديب و معلم را بر بسيارى علم و دانش مىآزمائيد ، بلكه به نبودن شر و بدى درو بايد آزمود . 12 ، 71 - و گفت ارسطاطاليس : قصد خدمت افلاطون كردم ، گفتند : او در گورستان است . رفتم آنجا ديدم نشسته ، و استخوان پوسيدهء جسدى « 96 » چپ و راست خود نهاده ، گاه نگاه مىكند به آنها ، و گاه رو مىگرداند از آنها ، و خنده مىكند ، و رو ترش مىسازد . ايستادم ساعتى مرا بشناخت « 97 » . نظر كردم به سوى او . گفت سبب خندهام مغرور شدن و بازى خوردن اينهاست از دنيا ، و سبب ترش روئى از رهگذر فكرست در ترك دنيا .
--> ( 96 ) - د : پوسيده چندى . ( 97 ) - د : مرا نشناخت .